الشيخ المنتظري
559
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
كه چرا حكميّت را پذيرفته اند و بايد از اين كار خود توبه كنند ! به طورى كه نوشته اند حضرت على ( عليه السلام ) در مورد جنگ با خوارج ابن عبّاس را فرستاد تا با آنها صحبت كند ، ابن عبّاس با عبدالله بن كوّاء كه يكى از خوارج بود صحبت كرد كه اگر حرفى دارد با خود حضرت در ميان بگذارد ، او كه حتّى در نماز عليه حضرت شعار داده بود مى ترسيد كه حضرت او را بكشد ، حضرت پيغام دادند كه ما آدم كش نيستيم و اگر حرف حسابى داريد حاضريم بشنويم ، بعد او با ده نفر از افرادش آمدند و حضرت آنها را قانع كردند ، آنها هم قانع شدند و نسبت به گذشته خود توبه كردند ولى بقيّه خوارج دوازده هزار نفر بودند كه همه آنها براى جنگ با حضرت امير ( عليه السلام ) اجتماع كرده بودند ، باز عبدالله بن عبّاس جلو رفت و به آنها گفت حرف حسابتان چيست و براى چه آماده جنگيد ؟ گفتند ما اشكالاتى داريم و بايد به خود على ( عليه السلام ) بگوييم ، حضرت فرمودند مطرح كنيد ، اينها چهار پنج اشكال داشتند و اشكال مهم آنها همين بود كه چرا حكميّت را قبول كرده اند ؟ حضرت به طور مستدل جواب اشكالات را بيان فرمودند و از آن دوازده هزار نفرى كه خود را براى جنگ مهيّا كرده بودند هشت هزار نفر قانع شدند و توبه كردند ، ولى چهار هزار نفر ديگر قانع نشدند و در مقابل حضرت ايستادگى كردند ، حضرت هم با آنها جنگيد . ( 1 ) مورّخين شيعه و سنّى نوشته اند كه حضرت امير ( عليه السلام ) براى هدايت اين تعداد از مارقين سخنان و نصايح زيادى را بيان فرمودند ، و يكى از چيزهايى كه به عنوان اخبار غيبى نسبت به حضرت بيان كرده اند اين است كه حضرت فرمودند : از اين تعداد ده نفر هم سالم نمى ماند و از لشگر ما نيز تعداد ده نفر هم كشته نمى شود ، كه پس از پايان جنگ معلوم شد از اصحاب حضرت فقط نه نفر شهيد شده و از مارقين نيز فقط نه نفر باقى مانده بودند ، اين نه نفر از جنگ فرار كردند ، دو نفر
--> 1 - منهاج البراعة ، ج 4 ، ص 133 تا 136 ; و بعض قسمت هاى آن در ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 265 به بعد مى باشد .